...::::☼--- لنگ ظهر ---☼::::...
...::::☼--- لنگ ظهر ---☼::::...
لنگ ظهر- نقد راحت طلبی ها مان
نگارش در تاريخ شنبه 25 تير 1398(بازدید ), توسط LengeZohr

از شنبه به روي خود تلنبار شديم

تا آخر    هفته    نيز  تکرار   شديم

خير  سرمان      منتظر        آقاييم

جمعه شد و لنگ ظهر بيدار شديم

*************************************************
هر چند که خسته ايم از اين حال، نيا

شرمنده! اگر ندارد اشکال ، نيا

ما خط تمام نامه هامان کوفي است

آقاي گلم زبان من لال..... نيا !

بر گرفته از وبلاگ صمیمانه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

گزیده ای از سخنان مهمّ رهبر عزیزمان در مورد کتاب و کتابخوانی به تاریخ 29 تیر 1390

 

یکی از بدترین و پر خسارت ترین تنبلی ها ، تنبلی در خواندن کتاب است.
و هر چه انسان به این تنبلی میدان بدهد بیشتر می شود.

 

با پدید آمدن وسایل ارتباط جمعی نو ظهور ، کتاب منزوی نخواهد شد.
هیچ چیزی نمی تواند جای کتاب را بگیرد.

 

در مدارس ابتدایی باید برنامه هایی باشد که کودکان ما را از اوان کودکی به خواندن کتاب عادت بدهد.
به کتاب خواندن با تحقیق و تدبّر و تأمّل

 

تبلیغات کتاب خوانی باید همه گیر شود.

 

باید کتاب در سبد کالای مصرفی خانواده ها یک سهم قابل قبولی پیدا کند.

 

کتاب را برای خواندن بخرند نه برای تزیین اطاق و کتابخانه ها !!

 

باید ذهن را به «نظم در مطالعه» عادت دهیم.

 

ذهن را عادت دهیم به این که [در هنگام مطالعه] اهل تأمّل و تدقیق و کار باشد.

 

بعضی کتابها «مضرّ» هستند!

 

[همان طور که بعضی دارو ها را افراد خاصّی باید استفاده کنند ، بعضی کتابها را هم باید افراد خاصّی مطالعه کنند که برایشان ضرر ندارد.]

 

در تولید کتاب باید نیازها و خلأ های فکری جامعه لحاظ شود.

 

بسیاری از کارهایی که از مقوله فرهنگ از طرف معارضان اسلام و نظام اسلامی ترویج می شود ، ظاهرش فرهنگی است ولی باطنش سیاسی است.

 

تیراژ های 1000 و 2000 و 3000 شایسته کشور 75 میلیونی ما نیست!

 

از اوّل نوجوانی و سواد آموزی تا آخر عمر ، انسان به کتاب احتیاج دارد.
 

کاری کنیم که در شبانه روز کتاب از دست جوان ما نیفتد.

 

[چنین گفت پیغمبر راستگوی         زگهواره تا گور دانش بجوی] 

 

توجه: قلابها متعلّق به نگارنده است و برای نوشتاری شدن ، کمی تصرّف جزئی در فرمایش آقا صورت گرفته است.


 

نگارش در تاريخ دو شنبه 27 تير 1390(بازدید ), توسط LengeZohr

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بنده با توجّه به موقعیّت خاصی که در دعوت به مسائل تربیت اسلامی داشته ام ، در برخی موارد همواره یک نوع سختی خاصّی در خود و دیگران از نظر قبول آداب الهی مشاهده کرده ام .
همین مسأله ذهن مرا بسیار به خود مشغول می کرد که علّت عمده و مانع اساسی چیست؟
چرا برخی کارها و عبادت ها و خصلت ها برای ما سخت هستند؟ و چاره چیست؟
در تحلیل های فراوان ذهنی که داشتم ، همواره به این نتیجه رسیده ام که مشکل عمده ، عدم تربیت صحیح خانوادگی است.
 

به نظر من خانواده ها در صلاح یا فساد فرد بیش از نود درصد نقش دارند.

خانواده ها در وظائف تربیتی خود کم می گذارند.

(در اینجا اشاره به دو مطلب مهمّ  را ضروری می دانم:1-اهمیّتی که اسلام برای خانواده و حفظ بنیان آن قایل است به طوری که هیچ بنایی را در نزد خدا دوست داشتنی تر از ازدواج نمی داند و به قدری که ازدواج را آسان گرفته است ، طلاق را سخت گرفته است 2-ترفندی که صهیونیست ها در کلّ عالم برای تزلزل و از بین بردن بنیان خانواده اجرا می کنند به طوری که در کشورهای مختلف هم جنس بازی و خانواده تک والدینی را قانونی کرده اند ولی خود صهیونیست ها به نظام خانوادگی خود بسیار پایبند هستند!)
اینجا یک مسأله عجیبی هم هست و آن این که:
آخه مسأله تربیت نمودن فرزند ، یک تخصص بالا و مطالعه حرفه ای و تمرین عملی در خانواده مربّی می خواهد!
وقتی که همه نمی توانند به آن حد از آگاهی و تخصص باشند و از آن طرف،

خدا گوش پدر و مادر را به خاطر عدم تربیت صحیح فرزند خواهد پیچاند،

پس معلوم می شود که در تربیت فرزند «یک حدّاقل ها» و «خطوط کلّی» ای هست که اوّلا یادگیری آنها برای همه میسّر است و ثانیا با انجام آنها پدر و مادر به وظیفه لازم خود در تربیت فرزند عمل نموده اند و ثالثا فرزند هم زمینه مناسبی در کسب فضایل و آداب الهی به دست  آورده است.
به عنوان مثال باید به کودک خود سختی کشیدن و انجام کارهای سخت را یاد دهیم.
باید واقعیّات زندگی را به کودک خود یاد دهیم.

اگر ما با مهربانی به او یاد ندهیم ، روزگار با بی رحمی به او آموزش خواهد داد!

کسی که نمی خواهد بچّه اش در دنیا سختی بکشد ، به او دروغ گفته است و خیانت نموده است!

دنیا را به بچه اش وارونه معرفی کرده است!

باید مثل حضرت علی علیه السلام که در نامه 31 نهج البلاغه ، واقعیّات دنیا و زندگی را به امام مجتبی علیه السلام یاد داده است ، واقعیّات تلخ زندگی دنیا را یاد گرفته! و به فرزندان خود یاد دهیم.

نباشد حکایت دوستی خاله خرسه!!

بچّه ای که به راحت طلبی و خوابیدن تا لنگ ظهر خو گرفته است ، در مواجهه با سختی های زندگی ،
همان جا که دیگر پدر و مادری نیست،
کم خواهد آورد و زمین خواهد خورد و مقصّر شما هستید!
بچه ای که هنوز نمی داند دنیا جای نارو خوردن است ، وقتی این آموزش را خواهد دید که نارو بخورد و تلخی آن را با بی رحمی بچشد.در حالی که باید از شما یاد می گرفت و حواسش را جمع می کرد.
این واقعیّت مهمّ را هم به کوچولو یاد بدهیم که:

راحتی در دنیا محال است!!

 

 

نگارش در تاريخ شنبه 25 تير 1390(بازدید ), توسط LengeZohr

بسم الله الرحمن الرحيم

«راحت طلبی» یک گرایش ذاتی در انسان است و بسیاری از بخش های حیاتی زندگی انسان با راحت طلبی تأمین می شود.
 

اگر کسی از بیخ ! راحت طلب نباشد ، ممکن است خیلی از زجر ها را تحمّل کند و اصلا زندگی اش سامان نگیرد. مثلا این که انسان نمی تواند رنج گرسنگی را تحمّل کند ، به خاطر همین خصلت راحت طلبی مبارک است. اگر انسان این سختی گرسنگی را تا آخر! تحمّل کند ، می میرد و موتور زندگی از کار می افتد.
 

با راحت طلبی می توان با آخرت ارتباط برقرار کرد. راحت طلبی باعث فرار انسان از جهنّم به سوی بهشت می گردد. اگر در وجود ما از بیخ! راحت طلبی وجود نداشت ، حتّی بعد از ایمان به آخرت ، تازه می گفتیم : مگه جهنّم رفتن چه عیبی داره؟!
 

پس راحت طلبی به طور مطلق بد نیست و اگر مطلقا بد می بود ، اصلا خداوند آن را در وجود ما قرار نمی داد.

راحت طلبی برای آغاز حرکت و رفع نیازهای اساسی زندگی است. امّا اگر راحت طلبی ، هدف زندگی ما بشود و راحت طلبی را بیش از «مقدار حداقلّ مورد نیاز» بخواهیم ، روحمان سیاه خواهد شد و قیافۀ برزخی مان شبیه حیوانات خواهد شد!

حیواناتی که تمام هدفشان راحت طلبی است. حیوانات آن قدر غرق در راحت طلبی فعلی هستند که «دو لحظۀ» بعد را نمی بینند ؛ گوسفندان دیگر در کنارش ذبح می شوند و الآن است که نوبت او برسد ولی او غافلانه ، مشغول چریدن است!
 

اگر کسی روح انسانی خود را شبیه حیوانات بکند، مورد غضب خدا قرار خواهد گرفت.

خدا به او می گوید : چرا اشرف مخلوقات را که من خلق کرده بودم، این گونه خراب کردی؟!

راستی اگر شما یک شاهکار هنری چوبی را در سایه سالها تلاش درست کنید و در معرض نمایش بین المللی قرار دهید ، از آن طرف کسی بیاید و از سرما بلرزد و برای گرم شدن، شاهکار شما را در بخاری چوبی بسوزاند، چه حالی به شما دست می دهد؟!

تو رو خدا ببین چه رویی داریم ما ؟!

شاهکار خدا را به این روز انداختیم!تازه چای شیرین هم می خواهیم! تازه می خواهیم در بالا بالا های بهشت هم ساکن بشویم!!
 

واقعا چه بزرگوار است خدا؟!

نگارش در تاريخ جمعه 24 تير 1390(بازدید ), توسط LengeZohr

امام صادق علیه السلام :

ما مِن عَمَلٍ أفضَلُ یَومَ الجُمُعَةِ

مِنَ الصَّلاةِ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

در روز جمعه ، هیچ کاری بهتر از صلوات فرستادن بر حضرت محمّد - صلّی الله علیه و آله و سلّم - و خاندانش نیست.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

راحت طلبی اگر از حدّ بگذرد ، انسان را به بندگی ابلیس در می آورد .
 

فلسفۀ بوجود آمدن حادثۀ دردناک کربلای امام حسین علیه السلام ، چیزی جز «راحت طلبی مردم کوفه» نبود!

مردم کوفه انگیزۀ اساسی برای قتل سیّدالشهداء علیه السلام نداشتند. شایعه شد که لشکر یزید می خواهد به طرف کوفه بیاید، مردم کوفه برای این که از شرّ لشکر یزید راحت باشند و درد سر روبرویی با آن را نداشته باشند ، به جنگ امام حسین علیه السلام رفتند!
 

راحت طلبی این قدر انسان را به خباثت می کشاند که حاضر می شود برای راحتی ، امام بکشد!
لذا  سیّدالشهداء علیه السلام بارها به مردم کوفه می فرمود: شما بعد از من رنگ راحتی را نخواهید دید.
 

حضرت زهراء علیها السلام هم به مردم مدینه همین حرف را می فرمود.مردم کوفه به حضرت زهراء علیها السلام می گفتند: حالا یک پیمانی بسته شده دیگه! ما را به درد سر نینداز!
حضرت زهراء علیها السلام می فرمود: من شما را به درد سر نمی اندازم. شما که به خاطر راحت طلبی نمی خواهید از حقّ من و علی دفاع کنید ، دیگر راحتی نخواهید دید.
نیم قرن که از این راحت طلبی مردم کوفه گذشت، خون در کوچه های مدینه جاری شد و به تمام نوامیس اهل مدینه تجاوز شد و همه زنها، فرزندان نامشروع بزرگ می کردند! آری در سایه حکومت باطل زندگی کردن ، همین ثمرات تلخ را هم دارد.
 

امام حسین علیه السلام را «فقراء» کشتند ! کسانی که حتّی شمشیر نداشتند و با سنگ به کربلا آمدند!
امام حسین علیه السلام را «مردم» کشتند ! نه دولتمردان ! حتّی عمر سعد که فرمانده سپاه بود ، اصلاً پست حکومتی نداشت! شمر جزو مردم عادی بود و پست حکومتی نداشت! بقیه هم مردم عادی بودند!
اگر یزید و لشکر نظامی می آمد نمی توانست از پس این هفتاد و دو نفر بیاید.
مردم ریختند و به صورت «مردمی» امام حسین علیه السلام را کشتند!!
مردم به خاطر «راحتی خودشان»، امام حسین علیه السلام را کشتند!!
عمر سعد گفت: مردم! حسین دارد شما را به دردسر می اندازد!
 

بعضی ها این قدر «مردم»،«مردم» نگویند! پروندۀ مردم در کربلا سیاه شده است! مردم تا وقتی که در راه دین خدا هستند، مقدّس هستند ولی همین که در مقابل دین و ولایت ایستادند، جزو جهنّمی های کربلا خواهند بود.
بعضی ها مثل فتنه سال 88 مردم را بر علیه حقّ بسیج می کنند!
اگر پیامبر هم برای نخبگانی که در ایران ، «مردم کوفی» تربیت می کنند استغفار کند ، خداوند قبول نخواهد کرد (به شهادت قرآن).
راحت طلبی این قدر انسان را منحطّ می کند که او را به کشتن امام حسین علیه السلام و کودک شش ماهه اش وا می دارد.
 

 

مردم! بیایید امام زمانمان را نکشیم!!

راحتی ، ارزش امام کش شدن را ندارد!!

بر گرفته از سخنرانی جلسه دهم استاد پناهیان بحث راحت طلبی

نگارش در تاريخ جمعه 24 تير 1390(بازدید )برچسب:راحت طلبی,اسباب گناه, توسط LengeZohr

مرحوم ملاّ محمّد محسن فیض کاشانی در کتاب وافی به نقل از کتاب شریف کافی این روایت را نقل نموده است:

 

عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که حضرت فرمود:
پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله و سلّم - فرمود:

«إنَّ أوَّلَ ما عُصِیَ اللهُ بِهِ تَعالی سِتُّ خِصالٍ: حُبُّ الدُّنیا وَ حُبُّ الرّیاسَةِ وَ حُبُّ الطَّعامِ وَ حُبُّ النَّومِ وَ حُبُّ الرّاحَةِ وَ حُبُّ النِّساءِ»

«به درستی اوّلین چیزهایی که خداوند با آنها نافرمانی شده است شش خوی است: دنیا دوستی و ریاست دوستی و خوراک دوستی و خواب دوستی و دوست داشتن راحتی و دوست داشتن زنها»

مرحوم علامه مجلسی قدس سرّه بعد از نقل همین روایت از کتاب کافی ، در توضیح این روایت چنین می فرماید:
منظور از دوست داشتن دنیا ، دوست داشتن مال دنیا برای لذّت بردن از آن است؛ نه دوست داشتن برای خرج کردن در راه اطاعت خدا.
منظور از دوست داشتن ریاست ، دوست داشتن ریاست همراه با ظلم و جور و انجام کارهای باطل است یا دوست داشتنِ خودِ رییس شدن! نه رییس شدن برای اجرای دستورات خدا و هدایت بندگان خدا و أمر به معروف و نهی از منکر نمودن.
منظور از خوراک دوستی ، دوست داشتن خوراک ، فقط برای لذّت بردن است؛ نه برای قدرت یافتن در اطاعت خدا.
            یا منظور این است که انسان در دوست داشتن خوراک ، به طوری زیاده روی کند که برایش مهمّ نباشد که غذای حلال است یا حرام !
منظور از دوست داشتن خواب این است که در خوابیدن طوری زیاده روی کند که از طاعت های واجب یا مستحبّ الهی باز ماند؛
             یا این که فقط از خوابیدن خوشش بیاید نه این که برای قدرت یافتن برای اطاعت الهی بخوابد.
منظور از دوست داشتن راحتی آن است که طوری در بغل راحتی غش کند که از انجام وظائف واجب و مستحبّ خود باز ماند؛
             یا این که راحتی را فقط به خاطر راحتی دوست داشته باشد؛ نه برای توان گرفتن برای طاعت خدا.
و منظور از دوست داشتن زنها این است که در دوست داشتن آنها طوری زیاده روی کند که به حرام بیفتد و آن قدر آنها را دوست داشته باشد که در ارتباط با زنها، حلال یا حرام برایش فرقی نکند!
            یا آن قدر با زنها محشور باشد که از یاد خدا غافل شود!
            یا آن قدر آنها را دوست داشته باشد که در کارهای حرام نتواند به آنها «نه» بگوید!

توجه: فرمایش علامه مجلسی از کتاب بحارالانوار با ترجمه آزاد نقل شده است.

نگارش در تاريخ جمعه 24 تير 1390(بازدید ), توسط LengeZohr

بسم الله الرحمن الرحیم
 

«سر» که رفت . . . !
 

«سر» یک موجود ، یکی از مهمترین اعضای اوست که تمام اعضای بدن را اداره می کند و اگر دچار مشکلی شود ، اداره بدن مختلّ می شود و بالاخره اگر برود ، موجود هم از بین رفته و نابود می شود .
رئیس یک مجموعه ، حکم رأس و سر آن مجموعه را دارد .
خطا ها و کار های زشت هم مانند همه مجموعه های دیگر برای خود رئیس دارند .
رئیس خطا ها و زشتی ها کیست ؟!
کسانی که شاگرد مستقیم خدا هستند ، می گویند : «حبّ الدنیا رأس کلّ خطیئة»
دوست داشتن دنیا ، سر و رئیس همه خطاهاست .
حتمًا دقت می فرمایید که نفرموده اند : «داشتن دنیا» بلکه «دوست داشتن دنیا».
پس ممکن است کسی میلیاردها تومان دارایی داشته باشد ولی آنها را دوست نداشته باشد و در نتیجه حاضر باشد همه آنها را با یک اشاره خدا ، بدهد و در مقابل ممکن است کسی در دار دنیا فقط یک تکّه گونی داشته باشد ولی به آن دل بسته باشد به طوری که اگر آن را باد ببرد ، به خدا ... دهد !
خوب ! حالا اگر دنیا دوستی را ناکار کردی ، همه خطا ها را ناکار کرده ای !
البته باید توجّه بفرمایید که دنیا دوستی ، شعبه های گوناگون دارد که پرداختن به همه آنها از توان و حوصله تنگ ما خارج است.
مانند حبّ ریاست و شهوت پرستی و ...
لذا ما در این وب نوشته فقط به یکی از شعبه های دنیا دوستی می پردازیم که لا مصّب خیلی مخفی است و آدم را طوری خراب می کنه که بی خبر !!
این شعبه و شاخه مخفی دنیا دوستی ، «راحت طلبی» است.
«راحت طلبی» به اندازه حبّ ریاست و شهوت پرستی ، بی آبرو نیست و برای آشکار شدن زشتی آن ، نیاز به توضیحاتی است.
همین مقدار را به عنوان مقدمه پذیرا باشید تا ببینیم بعدها چه روزی می شود !
شایان ذکر است که مبنای این نوشته ها ، سخنرانی های دانشمند فرزانه ، حضرت حجة الاسلام و المسلمین علی رضا پناهیان است که در صورت توفیق ، سخنرانی های مذبور جهت دریافت (دانلود) گذاشته خواهد شد إن شاء الله.
اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و أهلک عدوّهم

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد